احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
مقدمه 40
كنوز الحكمة ( فارسى )
راهنمايى در راهماندگان و نرسيدگان راه معرفت و خداجوى : « قومى كه در راه باشند و هنوز نرسيده باشند ، ايشان را هم راه بربايد و هم عصا بايد و همه يار موافق بايد ، تا قاطعان طريق ، راه حقيقت بر ايشان مشوّش نكنند ، زيرا كه در هيچ راه چندان دزد و راهزن نباشد كه در اين راه باشد . » ( ص 5 ) و البته شيخ در مقام شيخى و بزرگى ، اين راهنمايى و دستگيرى را وظيفهى خود مىدانسته ؛ بخصوص در پايان عمر و كرانهجويى از دنيا . با اين تعبير كنوز الحكمة مىتواند وصيتنامهى معرفتى شيخ جام به شمار آيد : « چون مهتر ( ص ) ياران و صدران دين خداى را مى چنين وصيت كرد كه : بكوشيد ! تا مگر در طريق اين قوم شويد ، اگر ما نيز بكوشيم تا در اين طريق قدمى توانيم نهاد ، برادران را وصيّت كنيم ، خطا نباشد . » ( ص 11 ) دربارهء نام اين كتاب « 1 » ، شيخ اين گونه تعبير نموده است :
--> ( 1 ) . البته ناگفته نماند كه در ادب فارسى به نام و عنوانهايى مشابه نام اين كتاب برمىخوريم . از جمله : كنز الحكمة : كتابى به زبان فارسى در ترجمهى كتاب نزهة الارواح از شمس الدين محمد شهرزورى در حكمت ، كه ضياء الدين درى در دو جلد ترجمه و در سال 1316 در تهران منتشر ساخته ( ر ف : زبدة الآثار ، 325 ) اما ، قديمترين نشان اين نام را در ديوان حكيم سنايى غزنوى - شاعر و حكيم نام آشناى همعصر شيخ جام - در عنوان يكى از قصايد مشهور و طولانى ( به لحاظ تعداد ابيات و كثرت و تنوع موضوعات - با مطلع : طلب اى عاشقان خوشرفتار * طرب اى نيكوان شيرينكار مىيابيم . ( ر ف : ديوان حكيم سنايى ، 196 ) مصحح دانشمند و ارجمند ديوان - مرحوم مدرس رضوى - اين نام قصيده را مستند به نسخهى قديمى كتابخانهى ملى با عنوان كنوز الحكمة و رموز المتصوفة ثبت نمودهاند ، اما جامى در كتاب نفحات الانس دربارهى اين قصيده نكتهاى مغتنم دارد كه : « وى را قصيدهاى است راييّه ، زيادت از صد و هشتاد بيت كه آن رموز الانبياء و كنوز الحكمة الاولياء نام نهاده . بسى معارف و حقايق و لطائف و دقايق در آنجا درج كرده . » ( ر ف : نفحات الانس ، تصحيح دكتر عابدى ، اطلاعات ، ص 596 ) و همچنين در كتاب سلم السموات اين قصيده ، بحر الابرار ناميده شده . ( ر ف : ديوان سنايى ، صد و چهل و دو ) بنابراين ، ما به قطع و يقين اين قصيده را كنوز الحكمة نمىدانيم و احتمالا اين نام هم يكى از نامهايى است كه در دورههاى بعدى بر اين قصيده نهادهاند . بخصوص آنكه